#روز_جهاني_صدا
روز جهانی صدا یک رویداد سالانه است که هر سال در تاریخ 16 آوریل در نقاط مختلف جهان جشن گرفته ميشود. هدف از مراسم این روز افزایش آگاهی عمومی از نقش صدا در ارتباطات انسانی، کیفیت صدا و بیماریهای مرتبط با آن است.
متاسفانه در کشورمان به روز جهانی صدا توجه لازم نمیشود و هیچ نهاد و سازمانی به موضوع سلامت صدا اهمیت چندانی نمیدهد. صدای هر فرد مانند اثر انگشت منحصربفرد است و باید از این تنها ابزار برقراری ارتباط و تعامل و تفکر به شدت نگهداری کرد.
این روزها، با گسترش پیامرسانها در فضای مجازی، نوشتار و استیکر جای صدا را گرفته و انسان امروزی رفته رفته از مهمترین وجه تمایز خود در برقراری ارتباط دست میکشد.
متاسفانه این روزها با یک استیکر تمام احساس و فهم خود را از یک موضوع بیان می داریم که جای نگرانی دارد. به همین دلیل امسال روز جهانی صدا با شعار جهانی روز صدا " صدای خود را به اشتراک بگذارید" در سراسر دنیا پاس داشته می شود.
فضای مجازی توانسته بر الگوی روابط خانوادگی افراد و روابط صمیمانه میان آنها تاثیر بگذارند و ارتباطات انسانی را تحت تاثیر قرار دهد. اما این فقط مشکل امروز ما نیست!
متاسفانه بنا به دلایل مختلفی، از صدا استفاده بهینه و درستی نمیشود و شاهد افزایش انواع اختلالات صدا هستیم، این در حالی است که بسیاری از افراد از ابتلای به برخی بیماریها و اختلالات صدا آگاه نیستند و هنگامی که مشکل شان شدیدتر و بغرنج تر میشود برای درمان اقدام میکنند.
معمولا نشانه اصلی بیماری حنجره گرفتگی صداست، زمانی اختلال صوتی وجود دارد که کیفیت، زیروبمی، بلندی و انعطاف پذیری صدای فرد متفاوت از صدای افراد هم جنس، هم سن، هم گروه و هم فرهنگ مشابه وی باشد.
صدای بم از حنجره تولید میشود، این اندام مشابه سایر اعضای بدن سطح تحمل و میزان کارایی مشخصی دارد و اگر ما بهطور مستمر و بدون استراحت از این اندام کار بکشیم مسلما بعد از مدتی دچار خستگی شده و در کارکردها عمومی خود اُفت محسوسی خواهد داشت.
نوشیدن روزانه 8 لیوان آب برای مرطوب نگاهداشتن حنجره ضروری است. توجه داشته باشید هیچ یک از نوشیدنیها مانند چای، آبمیوه و . جایگزین آب نیست و صرفا آب است که میتواند براساس قانون انتشار ساده در لایههای سطحی مخاط حنجره پخش شود و آن را مرطوب نگاه دارد. حنجره تنها در محیط لغزنده و مرطوب قادر به حفظ فیزیولوژی سطحی خود است.
باید از صاف کردن گلو به شدت پرهیز شود، پاک کردن مکرر گلو، سرفه، خلط یا سایر علائم؛ ممکن است نشانه ای از اختلالی نهفته در فرد مانند بازگشت اسید معده ای باشد که معمولا با یک معاینه ساده کلینیکی قابل تشخیص است.
به مقدار مناسب و کافی بخوابید و استراحت کنید، کم خوابی باعث علائمی مانند گرفتگی صدا و خستگی صوتی میشود که به هیچ طریقی قابل برطرف شدن نخواهد بود، مگر با استراحت به میزان کافی!
باپشتوانه تنفسی مناسبی آواز بخوانید زیربنای عملکرد صحیح حنجره استفاده از پشتوانه تنفسی مناسب است و عامل بسیاری از اختلالات حنجره نبود تنفس مناسب حین خواندن است، زیرا باعث وارد امدن فشار بیش از حدبه عضلات حنجره شده و سبب گرفتگی صدا حین خواندن می شود.
به حداقل رساندن مصرف فرآوردههای کافئین دار، بستنی و نوشابه بسیار مهم است زیرا این خوراکیها باعث خشکی مخاط دهان، حنجره و غلیظ شدن ترشحات مخاط دهان میشود.
استعمال دخانیات و ترکیبات حاوی دودهای شیمیایی برای حنجره نامناسب است، این مواد بهطور مستقیم باعث تحریک و تخریب بافت تارهای صوتی و فیزیولوژی مخاط حنجره میشوند.
باید از مجاری تنفسی و هوایی در برابر گرد و خاک یا هوای سرد و خشک محافظت کرد، زیرا باعث تحریک مخاط مجاری صوتی و بهویژه بافت تارهای صوتی میشود و در نتیجه آسیب پذیری آنها را بالا میبرد.
حفظ آرامش روانی در زندگی روزمره و کنترل اضطراب و فشارهای عصبی بر کیفیت حنجره اثرگذار است، اضطراب و فشارهای عصبی یکی از مهم ترین عواملی است که بهصورت غیرمحسوس و ناخودآگاه باعث ایجاد آسیب به مکانیزم صوتی میشود.
باید از داد زدن و صحبت کردن به مقدار زیاد اجتناب کرد، توجه داشته باشیم که هر بار داد زدن ضربات سنگینی به تارهای صوتی وارد میکند و اگر ما از این رفتار بهصورت عادتی استفاده کنیم ضربات جبران ناپذیری به تارهای صوتی خود وارد میکنیم.
انجام معاینات دوره ای و کنترل سلامت عمومی برای شناسایی مشکلات احتمالی توسط متخصص حنجره و آسیبشناس گفتار و صدا میتواند از بروز بسیاری از اختلالات و بیماریهای جلوگیری کرده و باعث حفظ صدا به عنوان بزرگترین سرمایه انسان شود.
منبع: تسنیم
#دکتر_ابوالفضل_صالحی
#متخصص_حنجره
#نواختن_موسیقی: #۱۴_فایده_برای_مغز
نواختن ساز مزایای بسیاری دارد و میتواند باعث انرژی بخشی به شما اطرافیانتان گردد. در این مقاله به ۱۴ مورد از این فواید پرداخته ایم.
چگونه باید تمرین کنیم؟
همایون خشندیش: شاید این سئوال که چگونه باید تمرین کنیم را هر هنرجو موسیقی حتی برای یک بار هم که شده از خود پرسیده، بسیاری از اساتید هم جواب های متفاوتی دراینباره داشته اند.بعضی از اساتید بر روی مسائل تکنیکی تکیه می کنند مانند تمرین های گام،آرپژ، حرکات سریع لگاتو، تریل، گلیساندو و. بعضی از اساتید تکیه بر اجرای پراتیک مبانی تئوری بر روی سازهای تخصصی دارند و بعضی دیگر از اساتید اقدام به تفسیر و درک قطعات و مسائل زیباشناسی می کنند.
حتما اگر دنبال جواب سئوال خود بوده اید با جدول های زمانی برای انجام تمرینات مواجه شده اید. جدول هایی که به شما می گویند در ابتدا چه تمرین دست و انگشتانی انجام دهید و فرضا بعد از گرم شدن دست اقدام به فلان حرکت یا تمرین ها بکنید.یا برای اجرای هارمونی پراتیک یا بداهه نوازی ابتدا چه تمرین هایی واجب است. همه اینها می توانند راه حل هایی درست برای انجام تمرین های شما باشند.
اما این تفاوت های پداگوژیک از کجا ساطع می شود؟جواب ساده است، این تفاوت ها از خود ماست. تمام انسان ها مثل هم فکر نمی کنند و یا یک شخصیتی نیستند.هر هنرجوی موسیقی به فراخور حال خود از سطح معلومات و هنرنوازندگی می تواند هر کدام از فرمول هایی که برای تمرین عنوان می شوند را انتخاب و پی گیری کند.بنابراین می توان نتیجه گرفت به تعداد نفرات هنرجو موسیقی یک روش تمرین وجود دارد. اما اینکه چه روش تمرینی برای کدام هنرجو مفید است، خود می تواند چالشی زمان بر برای هنرجوان باشد.
تمام روش های تمرین که برای سازهای مختلف وجود دارد، دارای اشتراکاتی در اصول با یکدیگر هستند.مثلا در تمرین فورته نوازی هیچ کسی نمی گوید به جای فورته(محکم)، پیانو(ارام) نوازی کنید. اما امکان دارد قبل از اینکه تمرین های فورته را شروع کنیم از پیانو آغاز کنیم چرا که می تواند تسلط دستان و انگشتان ما را بیشتر کند و کرشندو و دکرشندو را نهایتا به ما یاد دهد چیزی که ما در نهایت به عنوان دینامیک در موسیقی به آن اعتقاد داریم.
اما جواب سئوال اصلی هنوز مشخص نیست، واقعا چگونه باید تمرین کنیم؟ مهم ترین عاملی که باعث می شود مسیر درست را در تمرین های موسیقی انتخاب کنیم، هدف ما از تمرین های مختلف است.برای چه چیزی تمرین می کنیم؟ در ابتدا جواب این سئوال مقدم است. چرا موسیقی می اموزیم؟ مسیر طولانی و پر پیچ و خم امر یادگیری و تمرین را چرا باید به جان ؟
ایا قصد ما از تمرین این است که سرعت یا علم موسیقی زیادی پیدا کنیم؟ آیا صرفا با سرعت زیاد یا علوم تئوریک می توانیم آثار بزرگ را اجرا کنیم؟ هر قطعه موسیقی یک تفکر روشن است که با یک اجرای بدون محتوا می تواند به بیانی بریده بریده تبدیل شود.در چنین شرایطی منطقی قوی و تصویری شاعرانه از یک قطعه فاخر موسیقی تبدیل به نشخواری عامیانه می شود.امروزه کامپیوترها خیلی سریع تر از ما می نوازند و کارکنان سیرک هم بیشتر می توانند نظر مخاطبین را جلب کنند.البته سرعت یک نوازنده برای یک قطعه مورد نظر بسیار مهم است اما صرف اجرای بدون هویت از یک قطعه نمی تواند شما را به قله های موسیقی برساند.
سرعت و تکنیک در نوازندگی یا علم موسیقی به تنهایی نمی توانند یک هدف باشند. چرا که این عناوین معلول هایی هستند که به علت نمی رسند. علت، همان هدف است که ما برای آن این معلول ها را فراهم می کنیم.حرفی که ما در موسیقی برای گفتن داریم، هدف نهایی ماست. اینکه بدانیم چه حرفی برای گفتن در موسیقی داریم و ابزار این گویش موسیقیایی به چه عنوان هایی ختم می شود هدف ما را مشخص می کند.
هیچ کدام از عناوین یاد شده باعث نمی شود ما تبدیل به یک موزیسن کامل شویم. تظاهر به نبوغ هم باعث نبوغ واقعی نمی شود. تمام تلاش و کوشش ما باید در کنار یک مسیر و هدف مشخص معنا پیدا کند. امکان دارد برای رسیدن به این هدف سال های زیادی از عمر خود را بگذارید. حتی امکان دارد به هدف خود نرسید که بسیاری چنین بوده اند. اما همین صرفا وجود هدف باعث می شود شما سالیان سال با موسیقی درونتان زندگی کنید و تجربه های لذت بخشی را در کنار آن داشته باشید.
هدفی به عنوان یک انگیزه در موسیقی ما را به جلو می برد که اول از همه قابل دسترسی باشد.تخیلات ما هدف نیستند.برای رسیدن به اهداف بزرگ نیاز به برنامه ریزی و زمان بندی داریم.حالا می توانیم برای رسیدن به این اهداف روش تمرین داشته باشیم. روشی که مسیر ما را به سمت هدفمان نشانه رفته
بررسی کارهای موسیقیدانان بی باپ نشان می دهد علاوه بر نوع خاص بداهه نوازی روی آکوردها بر اساس هارمونی قطعه که فضای بی باپ را در موسیقی ایجاد می کند، آنها به گونه های خاصی از گام که به Bebop Scale معروف شده است علاقه داشتند. با وجود آنکه گام های بی باپ تفاوت چندانی با مثلآ یک گام ماژور معمولی ندارد اما دانستن تغییرات کوچکی که باید در یک گام ماژور - یا هر گام دیگری - ایجاد کرد تا آنرا به یک گام بی باپ تبدیل کند، می تواند برای هنر آموزان موسیقی Jazz مفید باشد.
بداهه نوازی سریع و غنی عامل اصلی افزودن یک نت به گام های متداول
اضافه کردن یک نت به گام بزرگ یک خاصیت مهم دارد، گام شما به یک گام با تعداد 8 نت مجزا تبدیل می شود که امکان بداهه نوازی یا حرکت های رفت و برگشت در میزانهای زوج را ساده تر از حالت 7 نتی میکند. (اگر باور ندارید سعی کنید با ساز خود در یک گام ماژور را بصورت رفت و برگشت اجرا کنید و در مقابل سهولت اجرای یک گام بی باپ را با آن مقایسه کنید.) نکته دیگری که می تواند باعث جذابیت یک گام بی باپ شود آن است که افزودن نت جدید، یک فاصله کروماتیک جدید را بوجود می آورد و این موضوع خود به افزایش رنگ، زیبایی و روانی ملودی ها در این گام می افزاید.
Major Bebop
اولین گام بی باپی را که بررسی می کنیم گام ماژور بی باپ است. کافی است شما پنجم افزوده گام را در حرکت بالاروند و پایین رونده به نت های گام اضافه کنید. دقت کنید که اتفاق خاصی در گام ماژور رخ نداده است فقط برای رسیدن به در جه ششم یک نت گذر به گام اضافه کرده ایم. بخصوص توجه کنید که درجه ششم در هارمونی و موسیقی جز از اهمیت زیادی برخوردار است. بنابراین می توان تغییرات در گام ماژور را اینگونه بر اساس درجه نت ها نیز بیان کرد :
Bebop Major Scale : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , #5, 6 , 7
Minor Bebop
در این حالت به یک گام مینور نسبی، یک درجه سوم بزرگ اضافه می شود. بعنوان مثال در گام دو مینور (نسبی Eb ماژور) نت درجه سوم بزرگ یعنی E را به گام اضافه می کنیم. به شکل نگاه کنید. همچنین می توان این گام را بر اساس درجات گام اینگونه نمایش داد:
Bebop Minor Scale : 1 , 2 , b3 , 3, 4 , 5 , 6 , b7
Dominant Bebop
حتمآ با گام دومینانت هفت در جز آشنا هستید. همان گام ماژور معمولی که در جه هفتم آن بمل شده است (در واقع این همان گام Mixolydian است). در این حالت برای تبدیل گام به حالت بی باپ کافی است درجه هفتم بزرگ را به گام اضافه کنید. در این حالت درجات گام جدید شما از این قرار خواهند شد:
Bebop Dominant Scale : 1 , 2 , 3, 4 , 5 , 6 , b7, 7
موسیقی و ریاضت نفس فیثاغورث دو راهکار جهت ریاضت نفس بیان می دارد: 1. تمرین سکوت . 2. گوش دادن به موسیقی: موسیقی و تاثیر آن بعدها در فلسفه ما تأثیر گذاشت و بسیاری از فلاسفه و متکلمان بسیار متعبد مانند غزالی که حتی به قشری گری و خشک مقدسی معروف بوده اند روی همین اصل در برابر حرمت فقهی موسیقی مقاومت می کردند . اولین دلیل فلسفی ایشان بر تأثیر موسیقی در ریاضت نفس این بوده است که جهان موودی هماهنگ است و این هماهنگی در هیچ کجا مثل موسیقی نشان داده نمی وشد و این بر می گردد به رأی و نظری که فیثاغورث در مورد عدد داشت . اما اگر از این استدلال فلسفی هم بگذریم که موسیقی عالیترین وسیله است که هماهنگی جهان را نشان می دهد و خود هماهنگی در جهان و موسیقی هر دو معلول آت است که هر دو از عدد ساخته شده اند . از این مطلب و ادله فلسفی که بگذریم اساسا اینکه موسیقی به انسان رقت قلب می دهد از قدیم الایام مورد توجه بوده است . از قدیم همه توجه داشتند که تا اسنان گریه نکند انسان عادی نیست یعنی رقت قلب ندارد و انسان نمونه انسانی است که زیاد گریه کند و لذاست که کودکان را به انسان نمونه بیشتر شبیه می دانستند چون رقت قلب و گریه در آنها بسیار وجود داشته است . اینکه گریه در ترقیق قلب کمک می کند مورد توجه فیثاغورثیان وبعد رواقیون بوده است .
دیرند: Duration (مدت):
مقدار زمانی که صدای موسیقایی ادامه می یابد را دیرند می گویند.
و توالی دیرند ها ریتم را بوجود می آورد
بزرگترین واحد زمانی در موسیقی حال حاضر گرد است.
دومین واحد، سفید است که نصف زمان گرد ارزش دارد.
سومین واحد، سیاه است که نصف زمان سفید ارزش دارد.
واحد بعدی چنگ است که نصف سیاه ارزش دارد.
دولاچنگ، نصف چنگ ارزش دارد.
سه لاچنگ، نصف دولاچنگ ارزش دارد.
و.
برای راحت شدن فهم ارزش نت ها مثالی میزنم.
نت سیاه پرکاربردتر از سفید و گرد هست.
سیاه را یک ثانیه در نظر میگیریم.
بر این اساس سفید دو ثانیه و گرد چهار ثانیه ارزش زمانی دارد.
همینطور چنگ، نیم ثانیه و دولاچنگ یکچهارم ثانیه ارزش زمانی دارد.
به زبان ساده تر در چهار ثانیه میتوانیم:
یک ضربه ی گرد
دو ضربه ی سفید
چهار ضربه ی سیاه
هشت ضربه ی چنگ
شانزده ضربه ی دولاچنگ
سی و دو ضربه سه لا چنگ بزنیم.
تیک تاک ساعت را بشنوید.
هر تیک را یک سیاه درنظر بگیرید.
به اندازه ی گرد بشمرید و ادامه دهید.
یک، دو، سه، چهار یک، دو، سه، چهار
فعلا روی شنیدن صدای ساعت تمرین کنید.
هارپ یا چنگ يکي از قديمترين سازها و متعلق به حدود 1200 سال قبل از ميلاد است. اولين بار مصري ها و ايراني ها و ديگر ملل متمدن دنيا آن را مورد استفاده قرار دادند.
ولي بعدها نواختن اين ساز متروک شد تا دوباره در قرن 15 و16 در آلمان استفاده شد. در گذشته ، اين ساز، به صورت چنگي قابي بود که بين قرن هشتم و دهم ميلادي ظاهر شد و تا اواسط قرن پانزدهم ميلادي به وسيله نوازندگان دوره گرد در تمام اروپا مورد استفاده قرار مي گرفت.
انواع ساز هارپ به چهار دستهٔ کلی چنگ ارکستری، چنگ سنتی، چنگ باستانی و چنگ تزیینی تقسیم میشود، هارپ ارکستری یا پدال هارپ، دارای 47 سیم و 7 پدال است.
پدال های هارپ که می توانند در سه وضعیت بالا، پایین و وسط قرار بگیرند، به این ساز امکان انواع کوک و تکنیک های جدید نوازندگی را داده اند. در نواختن هارپ، نوازنده از چهار انگشت هر دو دست استفاده میکند و انگشت کوچک مورد استفاده قرار نمیگیرد.
محدوده صوتی هارپ شش اُکتاو است.
سیم دو همیشه با رنگ قرمز و سیم سل با رنگ آبی و سایر سیم ها با رنگ سفید مشخص می شوند.
نت نویسی هارپ، همانند پیانو با دو کلید سل و فا صورت میگیرد.
درباره این سایت